به گزارش آبنما کار به نقل از خبر آنلاین به نقل از ایسنا، مراسم بزرگداشت زنده یاد یحیی دهقان پور هنرمند پیشکسوت عکاسی که روز جمعه – ۲۵ اردیبهشت – در ۸۶ سالگی دارفانی را وداع گفت، عصر امروز پنجشنبه (۳۱ اردیبهشت) در سالن شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
در این مراسم که اجرای آن برعهده مهران عفت رخ از پیشکسوتان عکاسی بود، در ابتدا – حمید دهقان پور برادر مرحوم یحیی دهقان پور – دقایقی را به سخنرانی در مورد زندگی خصوصی آن زنده یاد پرداخت و اظهار داشت: یحیی نگاه زیباشناختی به عکاسی داشت و معلمی قسمتی از زندگی او بود.
وی در ادامه با اشاره به زندگی شخصی برادرش اشاره کرد: یکی از اتفاقات تلخ زندگی او جدا شدن از همسرش بود، آن دو زوج هنری خوبی بودند که ساعت ها با هم در مورد عکاسی حرف می زدند.
بگفته حمید دهقان پور، اگر برادرش از همسرش جدا نمی شد بطور قطع ترکیب آنها به هنر عکاسی اضافه می کرد.
او معتقد بود که پدرشان در ترغیب یحیی دهقان پور به هنر عکاسی تأثیر زیادی داشته است؛ چونکه نه تنها مانعی بر سر راه برادرش نبوده، بلکه او را همیشه در این هنر تشویق می کرده است.
در ادامه این مراسم کلیپی از تصاویر آلبوم زنده یاد دهقان پور نمایش داده شد و بعد از آن فیلمی از سخنان اعضای خانواده یحیی دهقان پور در مورد آن زنده یاد پخش گردید.
سپس فیلم پروژه های عکاسی زنده یاد یحیی دهقان پور به نمایش در آمد.
دهقان پور معلمی یگانه و پیشاهنگ عکاسی هنری ایران بود
بعد از آن حمید سوری -استاد عکاسی- با اشاره به خاطرات همکاری خود با یحیی دهقان پور، او را تجسم جمله «بعضی ها معلم به دنیا می آیند» خواند و اظهار داشت: دهقان پور با آموزش و خلق آثارش، نه تنها عکاسی که زیستن در دایره حقیقت را به ما آموخت.
سوری که در سالهای گذشته برای بهمن جلالی هم سخنرانی کرده بود، این دفعه اظهار نمود که تکرار آن سخنرانی برای دهقان پور خیلی سخت تر است.
وی همینطور از آشنایی خود با دهقان پور در سال ۱۳۷۹ گفت؛ زمانی که بتازگی به ایران بازگشته بود و در گروه عکاسی دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد، دهقان پور را با حافظه ای فوق العاده، آگاهی به ادبیات، خوش فکری و حساسیت های عمیق اجتماعی و فرهنگی «فردی یگانه» توصیف کرد.
سوری در قسمتی از صحبت های خود به مفهوم «زیستن در دایره حقیقت» از کتاب «قدرت بی قدرتان» اشاره نمود و اظهار داشت: از نظر او طغیان، تلاشی برای زیستن در حقیقت است و هنر مصداق بارز این رویکرد شمرده می شود.
وی همین طور به خصوصیت های آموزشی دهقان پور اشاره نمود و اظهار داشت: پرورش نگاه انتقادی، عادت ستیزی بدون افتادن در ایدئولوژی، مخالفت عملی با رابطه استادشاگردیِ منسوخ و ایجاد فضایی برای کشف دلالت های پنهان در عکس از خصوصیت های کار او بود.
سوری با اشاره به ۳۶ عکس از (حلقه چشم) آثار دهقان پور که در این مراسم عرضه شده بود، آنها را یادآور «۳۶ فیلم در حلقه و کنتاکت شیت» توصیف کرد و به ارتباط هوشمندانه دهقان پور بین عکس و ادبیات اشاره نمود و اظهار داشت: ترکیب این دو، عرصه جدید و معنایی تازه می آفریند.
وی به نقل از پرسشی که از زنده یاد دهقان پور پرسیده شده بود، اشاره کرد: بیشتر دوست دارید به چه صورت کار کنید؟ می خواهید عکسِ برچسبِ چاهِ تخلیه را برای مطالعات شهری بگیرید یا می خواهید با آن به صورت یک بازی فرمال کار کنید؟
سوری با تکیه بر این که خودش با عبارت «بازی فرمال» مشکل دارد، اظهار داشت: این عکس ها برای من نه تنها بازی نبود، شاید بهتر است بگویم زندگی بوده یا شاید هم تصویری دیدن هر چیز.
او پاسخ دهقان پور به این پرسش را «فوق العاده» خواند و نقل کرد: حقیقتش این است که من دوست دارم عکس بگیرم و عکاسی بکنم. حالا شما اسمش را مستند می گذارید یا عکاسی شخصی؛ آدم نمی تواند کار هنری بکند و مسایل اجتماعی و فرهنگی مد نظرش نباشد».
سوری از این پاسخ دو نکته اساسی استخراج کرد: در ابتدا عکاسی برای دهقان پور به منظور زندگی و نه تفکیک به شاخه های قالبی بوده است. دوم این که او تعریف گسترده ای از عکاسی داشت و دغدغه های اجتماعی و فرهنگی همواره مد نظرش بود.
این استاد عکاسی در این مراسم به فضای موجود در محافل عکاسی ایران هم اشاره نمود و اظهار داشت: نباید فراموش کرد چنین عکس هایی(کارهای دهقان پور) بصورت «گرید» یا «نزآییکی» و ترکیب آینه با آنها، چیزی نبود که مورد پسند بعضی عکاسان جاافتاده باشد.
او خاطره ای از دوسالانه نهم عکاسی ایران را نقل کرد: یادم هست غزالی در آن دوره جایزه اول را برد. اما عکاس شناخته شده ای در یکی از مجلات عکاسی در اشاره به آن، از واژه سخیف «جنگولک بازی» استفاده کرد. بماند که هنوز هم بعضی، ساخت عکس را در مقابل گرفتن عکس، انحراف از معیار و هنجار قلمداد می کنند.
سوری به متنی اشاره نمود که در پایین مجموعه ۳۶ عکس (حلقه چشم) عرضه شده از دهقان پور نوشته شده بود و آنرا بدون توضیح اضافی، «بی نیاز از هر توضیحی» دانست: «من بروم سند سنگین را فردا به کو پس بسوزانم / میان چهارسو تا ببیند مسلم و گبر و یهود / که در این صندوق جز لعنت نبود / به چشم های نگرانی که گواه و نشانگر جنگ ها، خونریزی ها و جهان بود / و بسته شد یادگاری هایشان / لعنتی بود که توسط جعبه جادوی دایر برای همیشه ماندگار شد / یادشان گرامی باد».
به گفته ی ایشان، بعد از این متن، دیگر «متن و تصویر هیچ احتیاجی به توضیح ندارد.»
سوری یکی از خصوصیت های درخشان دهقان پور را «ارتباط برقرار کردن هوشمندانه و ظریف عکس و ادبیات» دانست و تاکید کرد: عکس تصویرسازی نیست. ترکیب این دو عرصه، معنا و عرصه ای جدید می آفریند.
او در آخر با انتقاد از دید های سنتی در عکاسی ایران که ساخت عکس را در مقابل گرفتن عکس انحراف از هنجار می دانند، تاکید کرد که یحیی دهقان پور چنین نمی اندیشید و همواره بدنبال خلق معنا بود.
یحیی دهقان پور از ادبیات به عکاسی رسید اما در چارچوب مولانا عکاسی می کرد
در ادامه این مراسم، مسعود مترجم زاده -استاد عکاسی و از شاگردان باسابقه دهقان پور- به بیان مراحل شناخت تکوینی خود از استاد پرداخت؛ شناختی که بگفته او از سال ۱۳۶۳ بدون دیدن ایشان شروع شده و تا امروز هر روز عمیق تر می شود.
مترجم زاده با اشاره به این که هسته اصلی آموزه هایش را از دهقان پور به دانشجویان خود منتقل کرده است، اظهار داشت: ایشان سبکبار بود و سبکبار برای ما دانشجویان مطرح می کرد. من نظم را از ایشان یاد گرفتم؛ هر چند سیال بود اما وقتی صحبت کار می شد، از سخت گیری دریغ نمی کرد.
مترجم زاده به کتاب «پنج نگاه به خاک» اثر یحیی دهقان پور اشاره نمود که نخستین بار در سال ۱۳۶۳ آنرا دیده بود؛ قبل از آن که وارد دانشگاه شود.
او این کتاب را «یکی از مهم ترین سندهای عکاسی معماری دهه ۵۰» دانست و اظهار تأسف کرد که این اثر در دوران بعد از انقلاب و جنگ، زیر سایه عکاسی مستند روز جامعه نادیده گرفته شد.
وی ادامه داد: افتخارم این است که این کتاب ورق ورق شده و در کلاس های مختلف از آن استفاده کردم.
یکی از وجوه کمتر دیده شده دهقان پور بگفته مترجم زاده، تعهد عمیق او در حوزه فنی عکاسی بود: بارها و بارها در آزمایشگاه دانشگاه در کنار آقای خادمیان، آقای فخریان و دیگران، فیلم ظاهر می کرد، با پیمان عکس می گرفت و تجربیات فنی را مستقیماً به ما منتقل می کرد.
او تصریح کرد: استاد یک دفعه از ما پرسید ترانسفر می دانید، چیست؟ گفتیم نه. هفته بعد مجموعه کامل ابزار ترانسفر و کاغذ و متریال را آورد و به ما معرفی نمود.
مترجم زاده اعتراف کرد: سال ۷۴ یعنی قریب به ۱۰ سال پس از آشنایی با استاد دهقان پور، نمی دانستم ایشان لیسانس ادبیات دانشگاه تهران دارند؛ چون به ما نگفته بود. فقط سر کلاس ما را ترغیب به خواندن رمان می کرد به جهت اینکه عکس بهتر بگیریم. آهسته آهسته حس کردیم ریشه ادبی دارد. بعضی وقتها شعر حافظ و مولانا می گفت.
مترجم زاده با تاکید ویژه بر گفت و گوی پخش شده در نخستین شماره ماهنامه «حرفه هنرمند» در سال ۱۳۸۱، آنرا «بی نظیر» و «سندی برجسته از یک رشد اجتماعی عکاسی» توصیف کرد. در این نشست که یحیی دهقان پور، مهران مهاجر، مسعود اسکندری، محمد غفوری، فرهاد فخریان، مهرداد افسری، فرشید آذرنگ و شهریار توکلی حضور داشتند، سه نمایشگاه تجزیه وتحلیل شد.
وی با شگفتی اظهار داشت: در آن جلسه، یحیی به ادبیات پیشین ما رجوع می کرد، پاسخ ها را با شعر می داد. از بحث «خون و برف» آندری استرانا می رفت سراغ «عقل سرخ» سهروردی! چقدر حضور ذهن میتوان داشت؟
مترجم زاده به خصوصیت بارز دهقان پور یعنی پویایی اشاره کرد: ایشان به چیزی که می گفت بسنده نمی کرد. معتقد بود اگر حرف می زنی باید بتوانی عکس بگیری. در همان جلسه مناظره سال ۱۳۸۱، بحث از درخت شد. دهقان پور رفت و یک سال بعد، تصاویر درختی خودرا در نمایشگاه آورد.
او اضافه کرد: این پویایی است که کار او را باارزش می کند.
مترجم زاده در بخش احساسی تر سخنان خود اظهار داشت: در نمایشگاه «سیب سوم» در سال ۱۳۹۶ به نظرم می رسید، یحیی در چارچوب مولانا یا شمس تبریزی دارد، عکاسی می کند. کسی که انضباط ذهنی نداشته باشد، نمی تواند چنین کند.
او پروسه کاری دهقان پور را حاصل «یک ذهن خلاق» دانست که رنگارنگ و متنوع به نظر می آید اما درون خود منسجم است.
مترجم زاده در ادامه با یادآوری اساتید و پیشکسوتان از دست رفته ای همچون هادی شفاییه، بهمن جلالی، تورج حمیدیان و فرهاد محمودعزیزی و هم دانشجویان نزدیکی چون مسعود اسکندری و عباس مرادی، اظهار داشت: امروز خیلی از ما همدیگر را دیده ایم. قدر اساتید، قدر پیشکسوتان و قدر خودتان را بدانید. این روزهای سخت را باید در کنار هم باشیم.»
او برای خانواده دهقان پور، اساتید و حضار آرزوی سلامتی کرد و اظهار داشت: اگر کامبینسکی زمانی گفت دنیا صدا دارد، یحیی آن صدا را شنیده بود و تلاش می کرد به ما هم نشان بدهد؛ آن فرم انتزاعی صدای دنیا.
در بخش دیگری از این مراسم کلیپی از سخنان زنده یاد یحیی دهقان پور در مورد هنر عکاسی و همینطور فیلم کوتاهی از ویدا شیخ در مورد زندگی آن استاد پخش گردید.
او هیچ وقت از عکاسی دست برنداشت؛ عکاسی اش آهنگ داشت
در ادامه مراسم فرهاد فخریان – عکاس و از شاگردان و همکاران نزدیک دهقان پور- به بیان خاطراتی از شخصیت و منش استاد پرداخت و او را انسانی دانست که هیچ وقت صدایش را بلند نکرد اما با جملاتی انتخاباتی و کوبنده سخن می گفت.
فخریان با اشاره به سال ها آشنایی نزدیک با دهقان پور اظهار داشت: من در این ۴۲ سال هیچ وقت صدای بلند و عصبانیتی از ایشان ندیدم. اما چنان جملات انتخاباتی و کوبنده ای داشت، چنان ضرب المثل و بیتی بلا فاصله پیدا می کرد که حرفش بی پاسخ نمی ماند.
او تاکید کرد: دهقان پور به رغم آرامش رفتاری، با این حال خیلی سخت گیر و جدی بود؛ کلاس تحلیل و بررسی ایشان را نخستین بار که دیدیم، خیلی جدی بود اما شوخی را هم بلد بود؛ موضوعات بسیار جدی را با شوخی به گونه ای شناخته شده تبدیل به دریافت می کرد.
فخریان با توصیف رابطه خود با دهقان پور اظهار داشت: من همیشه از تمامی چیز او بهره مند بودم؛ از ابزار کارش گرفته تا وجود خودش. به نظرم او چقدر به عکاسی این کشور خدمت کرد.
وی در توصیف نگاه دهقان پور به عکاسی اظهار داشت: عکاسی که یحیی داشت، آهنگ داشت. هیچ وقت از عکاسی دست برنداشت. چندین بار از او شنیدم که می اظهار داشت: «عکس خیلی نتیجه چیز نیست.»
فخریان که به وضوح تحت تاثیر قرار گرفته بود، در شروع سخنانش اظهار داشت: خانواده، دوستان و شاگردان و هر کسی که یحیی را می شناخت، گفتنی ها را می بینند.
سپس کلیپی از سخنان شاگردان یحیی دهقان پور یعنی نجم آبادی، شهریار توکلی و غزاله هدایت پخش گردید.
یحیی دهقان پور ایرانی ترین عکاس بود؛ در بدترین عکس هایمان نکته می دید
در بخش پایانی این مراسم مهران مهاجر -عکاس و از شاگردان باسابقه دهقان پور- که نزدیک به ۴۰ سال از محضر وی بهره برده بود، سخنرانی احساسی و ادبی ایراد کرد.
او با بیتی از احمد شاملو از مجموعه «باغ آینه» شروع کرد: «بی پایان و من خود باز / نه از دریای پیر / گویا امید و پارویی بگیر / خود نه از امید / رستم هم غم این میان خوش دست و پایی می زنم»
مهاجر با اشاره به خلأ حضور دهقان پور در این مراسم اظهار داشت: جای خیلی ها در این جمع خالی است، بخصوص جای آقای دهقان پور که اگر اینجا بود، مثل «تابوت اصغر زنان» به همه ما می خندید.
وی همینطور تصریح کرد: جای عزیزانش خصوصاً پوریا، سینا و دوستان دیگری که حالا در این جمع نیستند هم خالی است.
مهاجر با بغض اظهار داشت: دشوار می باشد گفتن درباره ی کسی که ۴۰ سال معلمت بوده؛ دوستی و رفاقتی که اینجا مجال گفتنش نیست.
او از سالهای دانشجویی خود در دانشکده هنرهای زیبا یاد کرد و اظهار داشت: دهقان پور هر هفته اسلایدها را به بغل می آورد و آنها همراه او به «اتاق سبز» می رفتند.
وی ادامه داد: او آنجا با تمرین و آزادی، عکاسی را به ما می آموخت بی آن که در چهارچوب محصورمان کند. اینگونه چهار ضلع محدود عکس را بر ما باز می کرد.
مهاجر از خصوصیت برجسته دهقان پور به عنوان معلم اظهار داشت: وی در عکس هایمان چیزهایی می دید که ما در جهان بیرون ندیده بودیم. در بدترین عکس هایمان نکته هایی را می دید که ما را سر شوق می آورد و اینگونه بود که ما را همراه خود کرد.
بگفته مهاجر، تصاویر یحیی دهقان پور انگار در قاب تنگ دوربین نمی گنجند.
او اضافه کرد: آثار او می خواهند بگفته مولانا از هر گوشه ای بیرون بجهند. این مرکزگریزی و اراده معطوف به آزادی در عکس هایش جاری است.
مهاجر به یکی از خصوصیت های بارز اخلاقی دهقان پور اشاره نمود و اظهار داشت: او به غایت مرکزگریز بود و ستیز با قدرت را سر سازش نداشت. هرچه قدرت قدرتمندتر بود، دهقان پور ستیزه جوتر بود. این نکته را همه ما اینجا دیده بودیم؛ البته این ستیز همیشه آمیخته به تنظیم تیزبینانه و ظریف بود.
ایشان در ادامه سخنان خود، دهقان پور را چنین توصیف کرد: یحیی دهقان پور، ما یعنی سه نسل از عکاسان ایران را از یک سو در دریای ادبیات ایران غوطه ور کرد و با کشف امکانات دیداری این گنجینه، و از طرف دیگر به دل عکاسی جهان پرتاب کرد و ما را سوق داد تا از این انبار خلاقانه در بافت بومی مان بهره بگیریم.
او با تاکید اضافه کرد: با همین خرد و معرفت اندکم به جد ادعا می کنم وی در ساخت و صورت و در بن و مایه، ایرانی ترین عکاس بود. دریا و آسمان را می دید و نگاهش به خاک بود.
مهاجر سخن خودرا با این بیت به انتها برد که تصور کرد اگر دهقان پور حضور داشت، شاید همین را می اظهار داشت: یک دست جام باده و یکدست زلف یار / رقص چنین میانه میدان ما رسید…
منبع: آبنما کار

