سرویس فرهنگ و هنر مشرق – کتاب «صلحی که همه صلح هار ا بر باد داد» از آن دسته آثاری است که بیشتر خوانندگانش، شناخت خویش را از مبحث آن، به قبل و پس از مطالعه اش تقسیم می کنند. این کتاب اولین بار درسال ۱۳۷۰ شمسی در آمریکا منتشر گردید. عجیب است که یک ربع قرن طول کشید تا این کتاب اعجاب انگیز و پرآوازه، برای نخستین مرتبه به فارسی ترجمه و منتشر گردید. علت چنین تاخیری را باید در اولویت بندی های جامعه به اصطلاح روشنفکری ایران جستجو کرد که غالبا نیازهای بازار مکتوبات علوم انسانی را تعیین می کنند. بدون شک کتاب مذکور از مهم ترین آثار در حوزه تاریخِ غرب آسیا(با عنوان استعماری «خاورمیانه») محسوب می شود. سه مولفه مهم این کتاب در روایت تاریخ یک دوره سرنوشت ساز به این قرار است:
الف) جامعیت و دقت در روایت اتفاقات
ب) توصیف زمانه یا جغرافیای تاریخی دقیق از وقایع
ج) ارایه داستانی و خیلی جذاب که می تواند کتاب را ازسبد علاقه نخبه گان، به روایتی جذاب برای مخاطبان عادی نیز تبدیل کند.
پایگاه خبری-تحلیلی مشرق بنا دارد این کتاب را به شکل صوتی به علاقه مندان تاریخ معاصر تقدیم نماید. قبل از شروع انتشار کتاب صوتی «صلحی که همه صلح ها را بر باد داد»، نگاهی کوتاه خواهیم داشت به محتوای این کتاب خیلی پرارزش و اثرگذار.
کتابی برای کالبدشکافی ذهن امپراتوری ها
وقتی کتابی با عنوان «صلحی که همه صلح ها را بر باد داد» به دست خواننده می رسد، طبیعی است که انتظار داشته باشد با اثری در رابطه با پایان جنگ جهانی اول، فروپاشی امپراتوری عثمانی و تقسیم خاورمیانه رو به رو شود. اما دیوید فرامکین روایت خویش را از جایی شروع می کند که خیلی از خوانندگان انتظار ندارند: از رقابت قرن نوزدهمی بریتانیا و روسیه در آسیای مرکزی، یعنی همان چیزی که به «بازی بزرگ» مشهور شد.
این انتخاب، تنها یک ظرافت نگارشی یا فقط یک مقدمه تاریخی نیست؛ بلکه در حقیقت کلید فهم کتاب است. نویسنده، با اسلوبی هنرمندانه نشان میدهد که برای فهم تصمیم هایی که در سالهای جنگ جهانی اول گرفته شد، باید به گذشته ای دورتر برگشت. برای اینکه سیاستمداران بریتانیایی و دیگر قدرت های بزرگ، جهان را فقط بر مبنای شرایط سال ۱۹۱۴ نمی دیدند؛ آنها با ذهنیتی شکل گرفته در قرن نوزدهم وارد قرن بیستم شدند.
شاید به همین دلی است که میتوان با قدرت ادعا کرد کتاب فرامکین قبل از آنکه در رابطه با مرزهای پس از جنگ جهانی اول باشد، در رابطه با ذهن کسانی است که قرار بود این مرزها را ترسیم کنند
و باز هم شاید مهم ترین خصوصیت اثر همین باشد که تاریخ در نگاه فرامکین مجموعه ای از اتفاقات تصادفی نیست؛ تاریخ نتیجه روشی است که انسان ها جهان را تصور می کنند.
تاریخ از نقشه شروع نمی شود؛ از ذهن نقشه کشان شروع می شود
بسیاری از داستانهای در ارتباط با تشکیل خاورمیانه جدید، داستان را از پایان شروع می کنند: از مرزهایی که بعد از جنگ جهانی اول شکل گرفت، از توافق هایی مانند سایکس–پیکو، یا از ایجاد دولت های جدید در منطقه.
اما فرامکین مسیر دیگری انتخاب می کند. او ابتدا به سراغ پرسش بنیادی تری می رود:
چرا قدرت های بزرگ تصور کردند حق دارند در رابطه با آینده یک منطقه تصمیم بگیرند؟
قطعا این تغییر زاویه دید، اهمیت زیادی دارد، برای اینکه اگر تنها به نتیجه نگاه نماییم، تاریخ تبدیل می شود به مجموعه ای از خطوط روی نقشه. اما اگر روی ذهن تصمیم گیرندگان متمرکز شویم، تاریخ تبدیل می شود به مطالعه ترس ها، محاسبات، اشتباهات و محدودیت های انسانی. فرامکین نشان میدهد که بریتانیا در قرن نوزدهم بالاتر از آنکه بدنبال نابودی امپراتوری عثمانی باشد، تلاش می کرد آنرا حفظ کند؛ برای اینکه عثمانی برای لندن یک مانع مهم در مقابل گسترش روسیه بود.
این نکته با تصور رایج در زمان انتشار کتاب و حتی امروز متفاوت است. در خیلی از داستانهای عمومی، قدرت های اروپایی از ابتدا بدنبال تقسیم عثمانی بودند. اما فرامکین نشان میدهد که سیاست قدرت ها ثابت نیست؛ آنها بر مبنای شرایط تغییر می کنندو در نهایت همان امپراتوری ای که زمانی باید حفظ می شد، بعدها تبدیل به مساله ای شد که قدرت های بزرگ مجبور شدند در رابطه با آینده آن تصمیم بگیرند.
این یکی از پارادوکس های اصلی عنوان شده کتاب است.
شخصیت اصلی فصل های نخست کتاب، ابرقدرت های وقت نیستند؛ ترس است
در ظاهر، داستان شروع کتاب در رابطه با رقابتهای بریتانیا و روسیه است. بریتانیا نگران حرکت روسیه به سوی جنوب است. روسیه بدنبال گسترش نفوذ خود در آسیای مرکزی است. هند، مسیرهای ارتباطی و دسترسی به آب های گرم اهمیت حیاتی پیدا می کنند.
اما فرامکین در لایه عمیق تر، داستان دیگری را روایت می کند:
داستان ترس.
ترس از این که هند، مهم ترین دارایی امپراتوری بریتانیا، تهدید شود. ترس از این که روسیه جایگاه جهانی بریتانیا را به چالش بکشد. ترس از فروپاشی نظم موجود. این ترس ها همیشه بر مبنای حقیقت مستقیم نبودند؛ بلکه محصول تجربه های تاریخی، خاطرات جنگ ها و تصوراتی بودند که با گذشت زمان شکل گرفته بودند. و بالاخره همین ترس ها بودند که دنیای را ایجاد کردند که تا به امروز هم تبعات آن همه ساکنان غرب آسیا زیر سایه خود دارد.
یکی از مهم ترین درسهای کتاب اینست که کشورها فقط با حقیقت ها تصمیم نمی گیرند؛ آنها با برداشت خود از حقیقت تصمیم می گیرند. گاهی یک تهدید احتمالی می تواند اثری بزرگ تر از یک ریسک حقیقی داشته باشد. فرامکین در واقع نوعی تاریخ روان شناسی امپراتوری ها می نویسد.
نفت، برعکس تصور رایج، شروع داستان نیست
یکی از نکات جالب کتاب اینست که فرامکین روایت خویش را با نفت شروع نمی کند.
امروز خیلی از تحلیل ها در رابطه با خاورمیانه، همه چیز را از زاویه منابع انرژی توضیح می دهند. اما فرامکین نشان میدهد که در شروع قرن بیستم، نفت هنوز عامل اصلی تصمیم گیری قدرت های بزرگ نبود.
آنچه اهمیت بیشتری داشت، جغرافیا بود: مسیرهای دریایی، موقعیت تنگه ها، امنیت هند و رقابت میان امپراتوری ها.
این نکته اهمیت زیادی دارد، برای اینکه ما را از توضیح های ساده دور می کند. تاریخ خاورمیانه فقط تاریخ منابع طبیعی نیست؛ تاریخ رقابت بر سر موقعیت جغرافیایی و قدرت سیاسی نیز هست. فرامکین به خواننده یادآوری می کند که اگر بخواهیم گذشته را بفهمیم، نباید مفاهیم امروز را بدون توجه به شرایط آن زمان بر گذشته تحمیل نماییم.
فرامکین چه طور تاریخ را مانند یک رمان روایت می کند؟
علی رغم همه امتیازات تاریخ نگاری در کتاب، عامل اصلی جذابیت «صلحی که همه صلح ها را بر باد داد» شیوه روایت فرامکین است.
او تاریخ را فقط با ارایه اطلاعات پیش نمی برد؛ بلکه آنرا صحنه پردازی می کند. در خیلی از کتاب های تاریخی، نویسنده ابتدا تحلیل ارائه می کند و سپس مثال می آورد. فرامکین اغلب مسیر دیگری را انتخاب می کند: ابتدا انسان ها، موقعیت ها و تصمیم ها را نشان میدهد و سپس مفهوم تاریخی را از دل آنها بیرون می کشد.
این روش بیشتر به رمان نویسی شباهت دارد. رمان یک متن قابل استناد برای ارایه تاریخ نیست اما فرامکین با هنرمندی خیره کننده ای، به سبک یک رمان نویس، سندی محکم و دقی در تاریخ از خود به ثبت می رساند. او می خواهد خواننده ابتدا وارد فضای تصمیم گیری شود؛ جایی که سیاستمداران هنوز نمی دانند آینده چه خواهد شد.
این خصوصیت موجب می شود روایت تاریخی او از حالت یک نتیجه قطعی بیرون رود. خواننده بجای این که فقط بداند چه اتفاقی افتاد، لحظاتی را تجربه می کند که در آن انتخاب های مختلف هنوز ممکن بودند.
جغرافیا در کتاب فرامکین یک شخصیت زنده است
یکی دیگر از خصوصیت های برجسته کتاب اینست که مکانها در آن فقط پس زمینه نیستند. استانبول فقط یک شهر نیست؛ مرکز اتصال اروپا و آسیاست و جایگاهی حیاتی در رقابت قدرت ها دارد. افغانستان فقط یک کشور دورافتاده نیست؛ در ذهن بریتانیا بخشی از امنیت هند بحساب می آید. ایران فقط یک سرزمین میان چند قدرت نیست؛ یکی از میدان های اصلی رقابت امپراتوری هاست.
فرامکین نشان میدهد که جغرافیا چه طور سیاست را شکل می دهد. قدرت ها همیشه آزاد نیستند هر تصمیمی بگیرند؛ موقعیت جغرافیایی، مسیرهای ارتباطی و چارچوب های تاریخی انتخاب های آنها را محدود می کند.
کتابی بدون قهرمان و ضدقهرمان
یکی از دلیلهای اعتبار تاریخی کتاب اینست که فرامکین تلاش نمی کند داستان را به نبرد میان خیر و شر تبدیل کند.
او شخصیت های تاریخی را نه فرشته و نه هیولا نشان میدهد.
چرچیل، لورنس عربستان، سیاستمداران بریتانیایی و دیگر بازیگران تاریخی، انسان هایی هستند که با اطلاعات محدود، فشارهای سیاسی و شرایط زمانه خود تصمیم می گیرند.
اشتباه نکنید. این به مفهوم بی تفاوتی اخلاقی نویسنده در روایت تاریخ نیست. فرامکین دستاوردهای تصمیم ها را نادیده نمی گیرد و در رابطه با آنها، موضع و قضاوت مشخص دارد.
اما می کوشد به درستی برای مخاطبش روشن کند تصمیمی که دستاوردهای فاجعه باری داشت چرا در آن زمان اتخاذ و اجرا، منطقی به نظر می رسید؟ این همان تفاوت میان تاریخ نگاری جدی و قضاوت ساده تاریخی است.
مهم ترین ایده کتاب: امپراتوری ها با خاطرات گذشته تصمیم می گیرند
شاید عمیق ترین ایده ای که از کتاب فرامکین استخراج می شود این باشد:
قدرت های بزرگ اغلب با مشکلات آینده، اما با ذهنیت گذشته رو به رو می شوند. رهبرانی که در سال ۱۹۱۴ تصمیم می گرفتند، هنوز تحت تأثیر تجربه های قرن نوزدهم بودند. آنها جهان را از دریچه رقابت امپراتوری ها، مناطق نفوذ و موازنه قدرت می دیدند. اما جهان درحال تغییر بود. ملی گرایی رشد کرده بود. امپراتوری ها با بحران مشروعیت رو به رو بودند. جنگ صنعتی شکل جدیدی پیدا کرده بود. بنابراین، ابزارهای فکری گذشته دیگر برای حل مشکلات تازه کافی نبودند. فرامکین نشان میدهد که خیلی از بحران های بزرگ تاریخ زمانی رخ می دهند که حقیقت تغییر کرده، اما ذهن انسان ها هنوز در گذشته باقیمانده است.
چرا بعد از ۳۵ سال، این کتاب هنوز خواندنی است؟
ارزش ماندگار «صلحی که همه صلح ها را بر باد داد» فقط در اطلاعات تاریخی آن نیست. در واقع به نظرم کتاب مهم می باشد برای اینکه یک پرسش بزرگ و با این حال با حسن نیت بیش از اندازه را مطرح می کند:
چگونه انسان های قدرتمند و در مواردی با دانش و تجربه فراوان، تصمیم هایی می گیرند که آینده ای متفاوت از انتظارشان ایجاد می کند؟ آینده ای که شاید در زمان انعقاد تصمیم هم خیلی درست به نظر نمی آمدند اما نتایج دردناک و غیرقابل برگشتی خلق کردند که به ذهن تصمیم سازان اولیه هم نمی رسید.
فرامکین پاسخ ساده ای به این سؤال خوش بینانه ارایه نمی دهد. او از نیات منفعت پرستانه و هوس آلود سیاستمداران جاه طلب و مغرور قرن ۱۹ صرف نظر کرده و می کوشد نشان میدهد که تاریخ محصول تلفیقی از قدرت، ترس، محدودیت اطلاعات، تصورات اشتباه و دستاوردهای ناخواسته است.
به همین دلیل، کتاب او فقط در رابطه با گذشته نیست. این کتاب در رابطه با یک مساله همیشگی سیاست است:
رابطه میان تصور انسان ها از جهان و جهانی که در نهایت ایجاد می شود. و باز هم تأکید می کنم که این منظر قابل احترام ولی زیادی خوشبینانه است.
و آخر کلام این که:
کتاب پرارزش «صلحی که همه صلح ها را بر باد داد» در ظاهر اثری در رابطه با فروپاشی عثمانی و تولد خاورمیانه جدید است، اما در عمق خود کتابی در رابطه با ذهن امپراتوری هاست.
دیوید فرامکین نشان میدهد که تاریخ قبل از آنکه روی نقشه نوشته شود، در ذهن تصمیم گیرندگان شکل می گیرد.
مرزها، دولت ها و نظم های سیاسی نتیجه تصمیم هایی هستند که انسان ها در وضعیت خاص و با درک محدود خود از جهان می گیرند. شاید بنابراین است که این کتاب بعد از گذشت سال ها همچنان جذاب باقیمانده است.
زیرا فرامکین فقط نمی پرسد چه اتفاقی افتاد؟
او سؤال مهم تری مطرح می کند:
چرا کسانیکه تاریخ را ساختند، جهان را آن گونه می دیدند که دیدند؟
و همین سؤال، کتاب او را از یک روایت در رابطه با گذشته، به مطالعه ای در رابطه با چگونگی ساخته شدن تاریخ تبدیل میکند.
خواندن چنین کتابی برای مردم تمامی جهان که فرایندهای تاریخی را دنبال می کنند اهمیت دارد اما برای اهالی غرب آسیا یک واجب غیرقابل چشمپوشی است. مردمی که بالاتر از یک قرن است تاوان تصمیماتی را می دهند که قدرتمندانی در اتاق های دربسته، هزاران کیلومتر دورتر گرفتند و امروز نوه های آن صاحب قدرتان، خیلی دورتر از بحران هایی قرار دارند که هنوز سرنوشت صدها میلیون انسان را تحت الشعاع خود دارد. شاید شاخص ترین آنها ماجرا تاسیس رژیم صهیونیستی باشد که در این کتاب نکات خیلی مهمی در رابطه با روند ایجادش بیان شده است. یا نحوه بنیان گذاری کشورهایی مانند عراق، اردن وسوریه که برش هایی خیلی دردناک از این کتاب است. بدون شک نبرد «طوفان الاقصی» و «جنگ رمضان» که نزدیک به سه سال با تصمیمات نابخردانه قدرتمندان واشنگتن و تل آویو منطقه را درگیر خود کرده است، از نتایج بارز اتفاقاتی است که در همین کتاب روایت شده است و شاید به خیلی از علاقه مندان کمک نماید تا فرایندهای تاریخی قابلیت روایت از وسطِ ماجرا را ندارند. هر داستانی را باید از اول شنید و روایت کرد.
کتاب صوتی «صلحی که همه صلح ها را بر باد داد» بزودی در مشرق منتشر خواهد شد.
به جهت اینکه سیاستمداران بریتانیایی و دیگر قدرت های بزرگ، جهان را فقط مبنی بر شرایط سال ۱۹۱۴ نمی دیدند؛ آنها با ذهنیتی شکل گرفته در قرن نوزدهم وارد قرن بیستم شدند.
شاید به همین دلی است که میتوان با قدرت ادعا کرد کتاب فرامکین پیش از آن که در ارتباط با مرزهای بعد از جنگ جهانی اول باشد، در ارتباط با ذهن کسانی است که قرار بود این مرزها را ترسیم کنند
و باز هم شاید مهم ترین خصوصیت اثر همین باشد که تاریخ در نگاه فرامکین مجموعه ای از اتفاقات تصادفی نیست؛ تاریخ نتیجه روشی است که انسان ها جهان را تصور می کنند.
تاریخ از نقشه شروع نمی شود؛ از ذهن نقشه کشان شروع می شود
خیلی از داستانهای در رابطه با تشکیل خاورمیانه جدید، داستان را از پایان شروع می کنند: از مرزهایی که پس از جنگ جهانی اول شکل گرفت، از توافق هایی مانند سایکس–پیکو، یا از ایجاد دولت های جدید در منطقه.
اما فرامکین مسیر دیگری انتخاب می کند. گاهی یک تهدید احتمالی می تواند اثری بزرگ تر از یک ریسک حقیقی داشته باشد. شاید بدین سبب است که این کتاب پس از گذشت سال ها بازهم جذاب باقی مانده است.
چونکه فرامکین فقط نمی پرسد چه اتفاقی افتاد؟
او سؤال مهم تری مطرح می کند:
چرا آنهائی که تاریخ را ساختند، جهان را آن گونه می دیدند که دیدند؟
و همین سؤال، کتاب او را از یک روایت در ارتباط با گذشته، به مطالعه ای در ارتباط با چگونگی ساخته شدن تاریخ تبدیل میکند.
خواندن چنین کتابی برای مردم تمامی جهان که فرایندهای تاریخی را دنبال می کنند اهمیت دارد اما برای اهالی غرب آسیا یک واجب غیرقابل چشمپوشی است.

