بعضی آدم ها را باید از روی کارهایی شناخت که در زمان حیاتشان آغاز کردند و راهی که بعد از آنها ادامه پیدا کرد. شهید حسن طهرانی مقدم، از چهره های محوری تشکیل صنعت موشکی ایران، از همین جنس آدم هاست؛ مردی که نامش با تلاش، خودباوری، تجربه اندوزی و پیگیری برای رسیدن به هدف گره خورده است.
ششم آبان، سالروز تولد مردی است که زندگی اش را نمی توان تنها در چند عنوان نظامی یا لیستی از دستاوردها خلاصه کرد. برای شناخت او، باید به روزهای نخستین مسیرش برگشت؛ به سال هایی که تشکیل یگان موشکی با دشواری های فراوان همراه بود و گروهی از نیروهای جوان، در میانه جنگ، مسئولیتی سنگین بر عهده گرفتند. آن چه این مسیر را خواندنی می کند، تنها نتیجه کار نیست؛ بلکه شیوه رسیدن به آن، تصمیم ها، موانع، تجربه ها و آدم هایی است که در این راه سهم داشتند.
کتاب ها می توانند ما را به همین بخش های کمتر دیده شده نزدیک کنند؛ به زندگی شخصی و حرفه ای یک فرمانده، به تلاش جمعی نیروهایی که در تاریخ کمتر نامی از آنها شنیده ایم و به مسیری که از یک نیاز شروع شد و بشکل گیری تجربه ای بومی در عرصه هوافضا رسید. بمناسبت سالروز تولد شهید طهرانی مقدم، پنج عنوان از کتاب های در رابطه با این روایت را می توان کنار هم خواند؛ آثاری که هرکدام از زاویه ای متفاوت به این مسیر نگاه می کنند.
«
مرد ابدی» حکایتی از زندگی و اندیشه یک فرمانده
رای کسی که می خواهد تصویری گسترده تر از زندگی شهید حسن طهرانی مقدم به دست بیاورد، «مرد ابدی» یکی از مهم ترین انتخاب هاست. این اثر سه جلدی به قلم معصومه سپهری، حاصل سال ها پژوهش و گردآوری خاطرات و اسناد است و زندگی شهید را در پیوند با تحولات حوزه موشکی و هوافضای ایران روایت می کند.
اهمیت کتاب در این است که طهرانی مقدم را تنها در جایگاه یک فرمانده نظامی نشان نمی دهد؛ بلکه تلاش می کند مسیر تشکیل شخصیت، شیوه کار، نگاه او به پیشرفت و نقش وی در پایه گذاری صنعت موشکی ایران را در بستر تاریخی آن بازخوانی کند. مخاطب در این روایت با سال هایی مواجه می شود که تصمیم ها و تجربه های پی درپی، بخشی از مسیر آینده را شکل دادند.
«مرد ابدی» برای خواننده ای مناسب می باشد که می خواهد از یک آشنایی کوتاه با نام و عنوان شهید فراتر برود و با جزئیات بیشتری از زندگی و تلاشهای او آشنا شود. این کتاب، به جای آن که زندگی یک چهره را در چند خاطره پراکنده خلاصه کند، می کوشد تصویری مستند و پیوسته از سالیان فعالیت او عرضه دهد؛ تصویری که برای شناخت تاریخ معاصر صنعت دفاعی ایران نیز اهمیت دارد.
«
خط مقدم» وقتی ساختن، خود بخشی از میدان بود
گر «مرد ابدی» تصویری گسترده از زندگی شهید طهرانی مقدم عرضه می کند، «خط مقدم» خواننده را به برشی مشخص و پرحادثه از این زندگی می برد. فائضه غفارحدادی، در این کتاب، با نگاهی مستند و روایی، به تلاش گروهی از نیروهای جوان برای تشکیل یگان موشکی ایران در فاصله مرداد ۱۳۶۳ تا دی ۱۳۶۵ می پردازد. در این روایت، مسیر پیشرفت هموار نیست. کمبود امکانات، دشواری های دوران جنگ و موانع متعدد، کار را پیچیده می کنند. آن چه روایت را پیش می برد، فقط نقش یک فرمانده نیست؛ بلکه همکاری گروهی است که باید در وضعیت دشوار، راهی برای ادامه کار پیدا کند. از همین رو، «خط مقدم» فرصتی است برای دیدن سهم نیروهایی که در کنار طهرانی مقدم، در تشکیل این تجربه نقش داشتند.
استفاده از مصاحبه ها، اسناد، خاطرات و نامه های خانوادگی، به روایت کتاب وجهی انسانی نیز می دهد. شهید در این صفحات تنها در جایگاه مسئول یک ماموریت مهم ظاهر نمی شود؛ زندگی خانوادگی و ارتباط او با اطرافیان نیز در کنار مسئولیت هایش قرار می گیرد. همین ترکیبِ تاریخ، خاطره و روایت داستانی، کتاب را برای مخاطبی که به دنبال متنی مستند اما خوش خوان است، جذاب می کند. «خط مقدم» یادآور این نکته است که دستیافته های بزرگ، به طور معمول نتیجه کار یک نفر نیستند؛ پشت هر مسیر ماندگار، مجموعه ای از تلاش ها، همراهی ها و تجربه های مشترک قرار دارد.
«
هفدهمین روز» روایت خودکفایی از دل تجربه
تاب «هفدهمین روز»، نوشته فاطمه عالمی و محمدحسین بارونقی، از زاویه ای دیگر به تاریخ تشکیل توان موشکی ایران نگاه می کند. موضوع محوری این کتاب، خودکفایی و تجربه هایی است که در راه رسیدن به توانایی های بومی شکل گرفتند. خودکفایی، واژه ای است که گاهی در بیان دستاوردها به آسانی از کنار آن می گذریم؛ اما پشت آن، فرایندی طولانی از یادگیری، آزمون وخطا، حل مسئله و انتقال تجربه قرار دارد. «هفدهمین روز» می کوشد بخشی از این مسیر را روایت کند و نشان دهد که رسیدن به یک توانایی تازه، تنها به فراهم بودن امکانات وابسته نیست؛ بلکه به دانش، پیگیری و تجربه اندوزی نیز نیاز دارد.
قرارگرفتن این کتاب در کنار آثاری چون «خط مقدم» و «مرد ابدی»، به مخاطب کمک می نماید تا موضوع را از زاویه ای مکمل ببیند: در یک کتاب با زندگی و مسیر یک فرمانده مواجه می شود، در دیگری با تلاش جمعی برای تشکیل یک یگان و در «هفدهمین روز» با مسئله خودکفایی و تجربه ای که در این راه به دست آمد. این کتاب برای علاقمندان به تاریخ فناوری و داستانهای مربوط بشکل گیری توان علمی و فنی کشور، دریچه ای برای شناخت بیشتر گذشته است.
«
مردی با آرزوهای دوربرد» از دستاوردها تا خصلت های انسانی
رای شناخت یک شخصیت، گاهی لازم نیست از بزرگ ترین اتفاق های زندگی او آغاز کنیم؛ گاهی یک رفتار روزمره یا خاطره ای کوتاه، چیزهای بیشتری درباره ی او می گوید. «مردی با آرزوهای دوربرد»، نوشته فائضه غفارحدادی، با همین رویکرد به سراغ زندگی شهید حسن طهرانی مقدم می رود. این کتاب در قالب ۳۵ روایت مستند، مخاطب را با اخلاق، منش و خاصیت های شخصیتی او آشنا می کند. بر خلاف آثاری که بیشتر بر یک مقطع تاریخی یا پروسه تشکیل یک مجموعه تمرکز دارند، اینجا توجه به جزئیات رفتاری و جنبه های انسانی شخصیت شهید اهمیت ویژه ای دارد.
عنوان کتاب نیز اشاره ای معنادار به فاصله میان آرزو و امکان است؛ به این که بلندپروازی، وقتی با کار و پیگیری همراه شود، می تواند به نیرویی برای حرکت تبدیل گردد. در این روایت ها، مخاطب فرصت پیدا می کند پشت عنوان «پدر موشکی ایران»، با انسانی آشنا شود که زندگی و منش او نیز بخشی از میراثش به شمار می آید. «مردی با آرزوهای دوربرد» انتخاب مناسبی برای خوانندگانی است که می خواهند با متنی کوتاه تر و روایت محور، از خاصیت های فردی و اخلاقی شهید طهرانی مقدم شناخت بیشتری پیدا کنند؛ بخصوص مخاطبانی که تازه می خواهند مطالعه درباره ی زندگی او را آغاز کنند.
«
آسمان دار» ادامه روایت در نسل دیگری از فرماندهان هوافضا
وایت صنعت هوافضا به یک نام یا یک دوره تاریخی محدود نمی گردد. شناخت مسیر گذشته، زمانی کامل تر می شود که به تجربه ها و زندگی اشخاصی نیز دقت کنیم که در دوره های بعدی، مسئولیت های مهمی در این عرصه بر عهده گرفتند. مجموعه چهارجلدی «آسمان دار»، با نگاهی مستند و روایت محور، به زندگی چهار فرمانده شهید حوزه هوافضا می پردازد.
این مجموعه شامل چهار عنوان است: «مردی که می خواست زنده بماند» نوشته فائضه غفارحدادی، درباره ی شهید امیرعلی حاجی زاده؛ «مردی که نمی خواست دیده شود» نوشته مرضیه اعتمادی، درباره ی شهید محمود باقری؛ «مردی که می توانست پرواز کند» نوشته سید محمدیوسف جلالی، درباره ی شهید محمدباقر طاهرپور؛ و «مردی که هوای آسمان را داشت» نوشته زینب سادات طباطبایی، درباره ی شهید داوود شیخیان.
در این مجموعه، زندگی شخصی و حرفه ای فرماندهان در کنار تجربه های مدیریتی و نقش آنها در عرصه های موشکی، پهپادی و پدافندی قرار می گیرد. اهمیت چنین آثاری در ثبت تجربه هایی است که اگر روایت و مستند نشوند، قسمتهایی از تاریخ شفاهی و زیسته این حوزه از دسترس نسل های بعد دور می مانند. «آسمان دار»، از این جهت در کنار کتاب های مربوط به شهید طهرانی مقدم معنا پیدا می کند که نگاه مخاطب را از یک شخصیت به مجموعه ای از تجربه ها و نسل های مختلف گسترش می دهد. اگر «مرد ابدی» و «خط مقدم» برای شناخت ریشه ها و تشکیل مسیر مناسب اند، این مجموعه امکان آشنایی با زندگی و تجربه های فرماندهان دیگری را فراهم می آورد که در دوره های بعد در عرصه هوافضا فعالیت داشته اند.
از تولد یک انسان تا ماندگاری یک مسیر
ششم آبان، مجالی برای بازخوانی زندگی شهید حسن طهرانی مقدم است؛ نه فقط برای یادآوری نام و مسئولیت های او، بلکه برای توجه به مسیری که در طول سال ها پیموده شد و تجربه هایی که در این راه شکل گرفتند. پنج عنوان «مرد ابدی»، «خط مقدم»، «هفدهمین روز»، «مردی با آرزوهای دوربرد» و مجموعه چهارجلدی «آسمان دار»، هرکدام بخشی از این تصویر را روشن می کنند: از زندگی و شخصیت یک فرمانده تا تلاش گروهی، از تجربه خودکفایی تا داستانهای انسانی و از ریشه های یک مسیر تا زندگی فرماندهان نسل های بعد.
حرف آخر اینکه این کتاب، بجای آنکه زندگی یک چهره را در چند خاطره پراکنده خلاصه کند، می کوشد تصویری مستند و پیوسته از سالیان فعالیت او عرضه دهد؛ تصویری که برای شناخت تاریخ معاصر صنعت دفاعی ایران هم اهمیت دارد.
خط مقدم وقتی ساختن، خود قسمتی از میدان بود
اگر مرد ابدی تصویری گسترده از زندگی شهید طهرانی مقدم عرضه می کند، خط مقدم خواننده را به برشی مشخص و پرحادثه از این زندگی می برد. در این روایت، مسیر پیشرفت هموار نیست. مجموعه چهارجلدی آسمان دار، با نگاهی مستند و روایت محور، به زندگی چهار فرمانده شهید حوزه هوافضا می پردازد.
این مجموعه شامل چهار عنوان است: مردی که می خواست زنده بماند نوشته فائضه غفارحدادی، درباره ی ی شهید امیرعلی حاجی زاده؛ مردی که نمی خواست دیده شود نوشته مرضیه اعتمادی، درباره ی ی شهید محمود باقری؛ مردی که می توانست پرواز کند نوشته سید محمدیوسف جلالی، درباره ی ی شهید محمدباقر طاهرپور؛ و مردی که هوای آسمان را داشت نوشته زینب سادات طباطبایی، درباره ی ی شهید داوود شیخیان.
در این مجموعه، زندگی شخصی و حرفه ای فرماندهان در کنار تجربه های مدیریتی و نقش آنها در حوزه های موشکی، پهپادی و پدافندی قرار می گیرد.
منبع: abnamakar.ir

