خاطره بازی با تیتراژهای ماندگار-۱۱۳؛ آژانس دوستی و تماشای یک تیتراژ واقعی

آبنما کار: تیتراژ سریال آژانس دوستی می تواند به عنوان یکی از بهترین و خلاقانه ترین تیتراژهای در رابطه با سریال های دهه هفتاد سیما محسوب شود که حضور برخی از بازیگران مطرح به آن رنگ و لعاب ویژه ای داد.
دریافت 203 MB
خبرگزاری مهر -گروه هنر- علیرضا سعیدی؛ کارکرد تیتراژ چیزی شبیه به جلد کتاب است که طراحش تلاش می کند با انتخاب عناصر، فرم ها و چینش ها با کمک گرافیک و موسیقی مخاطب یک اثر را در جریان مبحث قرار دهد. شرایطی که گاهی بسیار نکته سنج، اندیشمندانه و حساب شده پیش روی مخاطبان قرار می گیرد و گاهی هم به قدری سردستانه و از روی ادای یک تکلیف الزامی ایجاد می شود که بیننده را از اساس از یک اثر تصویری دور می کند.
آنچه بهانه ای شد تا بار دیگر رجعتی به کلیدواژه «تیتراژ» داشته باشیم، مروری بر ماندگارترین و خاطره سازترین موسیقی های در ارتباط با برخی برنامه ها و آثار سینمایی و تلویزیونی است که برای خیلی از مخاطبان دربرگیرنده خاطرات تلخ و شیرینی است و رجوع باردیگر به آنها برای ما در هر شرایطی می تواند یک دنیا خاطره به همراه داشته باشد. خاطره بازی بعد از آغاز و انتشار در نوروز ۱۴۰۰ و استقبال مخاطبان از آن، ما را بر آن داشت در چارچوب یک خاطره بازی هفتگی در ایام جمعه هر هفته، روح و ذهن مان را به آن بسپاریم و از معبر آن به سال هایی که حال مان بهتر از این روزهای پردردسر بود، برویم.
«خاطره بازی تیتراژهای ماندگار» عنوان سلسله گزارشی آرشیوی با همین رویکرد است که به صورت هفتگی می توانید در گروه هنر خبرگزاری مهر آنرا دنبال کنید.
در صد و سیزدهمین شماره از این روایت رسانه ای به سراغ موسیقی سریال تلویزیونی «آژانس دوستی» رفتیم که در سال ۱۳۷۸ به کارگردانی برخی از هنرمندان صاحب نام عرصه تلویزیون از شبکه یک سیما پیش روی مخاطبان قرار گرفت و تبدیل به یکی از پرمخاطب ترین مجموعه های داستانی سیما در دهه هفتاد شد. مجموعه ای که حضور ستاره های بازیگری تئاتر، تلویزیون و سینما در آنکه حالا تعداد زیادی از آنها در میان ما نیستند، باعث شد تا بعنوان یکی از خاطره سازترین سریال های تلویزیون هم لقب بگیرد و همچنان هم به ماندگاری خود ادامه دهد.

سریال تلویزیونی «آژانس دوستی» محصول سال ۱۳۷۸ شبکه یک سیما به تهیه کنندگی فتح الله جعفری جوزانی، نویسندگی حمید جبلی، عبدالله اسفندیاری و فتح الله جعفری جوزانی است که در آن سال ها توسط احمد رمضان زاده، محرم زینال زاده، حمیدرضا صلاحمند، مجید جعفری شیرازی، فرامرز قریبیان، کاوه دژاکام و اکبر منصور فلاح در چارچوب قسمت های جداگانه کارگردانی شد. مجموعه ای که به قول دست اندرکارانش فقط ۱۰۰ میلیون تومان هزینه داشت که متاسفانه گویا مشکلات مالی مانع ساخت فصل سوم آن شد. مجموعه ای که اساسا یکی از پربیننده ترین و متفاوت ترین سریال های آن سالهای تلویزیون محسوب می شد و دربرگیرنده جذابیت هایی بود که در روزگار فقدان اپلیکیشن های اینترنتی حمل و نقل شهری خاطرات ماندگاری را برای مردمان آن سال ها ساخت.
طبیعتاً یکی از نکات درخشان و قابل اتکایی که فارغ از ارائه داستانک های به روز و برآمده از زندگی مردم کوچه و خیابان که توسط گروه نویسندگان برای این مجموعه در نظر گرفته شده بود، حضور برخی از بهترین های بازیگری تئاتر و سینما و تلویزیون در سریال بود که ارزش آنرا ۲ چندان کرد و باعث شد تا خط داستانی مورد نظر گروه نویسندگان به علت بازی ساده، روان و باورپذیر بازیگران از هنرمندان پیشکسوت گرفته تا جوانانی که در آن روزها گمنام بودند، بیشتر در ذهن دیداری مخاطب رسوخ کند و سریال «آژانس دوستی» را تبدیل به یکی از بهترین های آن روزگار سازد. روزگاری که همه ما تا این حد درگیر زندگی در فضای مجازی و حاشیه هایش نبودیم و می توانستیم با تمام سختی و مشکلاتی که در محیط پیرامونی مان وجود داشت زیست راحت تری داشته و بیشتر یکدیگر را دوست داشته باشیم.
زیستی که به واسطه ساخت چنین سریال هایی که به طور عمده به صورت هفتگی پیش روی بینندگان قرار می گرفت دربرگیرنده جذابیت های زیادی بود و با شنیدن موسیقی و تماشای قصه هایی از زندگی مردم در قاب تلویزیون بهترین خاطره ها را برای ما ثبت می کرد و باعث می شد حتی کوچک ترین مولفه های چنین آثار تصویری را به خاطر بسپاریم و در اینروزها به بهانه ای یادآوری شان نماییم. شرایطی که طبیعتاً موسیقی هم در آن نقش مهمی داشت.

و چه قدر حیف که حالا خیلی از هنرمندان بازیگر این سریال سال هاست در خاک آرمیده اند و نبودشان فقدانی برای بازیگری در ایران به حساب می آید. فقدانی به عظمت آن چه آنها روی صحنه های تئاتر و قاب های سینمایی و تلویزیونی پیش روی مخاطبانشان قرار دادند و ما فقط می توانیم در نبودنشان و اعتبار درخشانی که داشتند با بهانه های رسانه ای این چنین که موسیقی کلید واژه اصلی آن به حساب می آید، یاد آدم های رفته را گرامی بداریم و با هنرمندی شان خاطره بازی نماییم.
مرحوم فردوس کاویانی در نقش فردوس تهرانی راننده آژانس و راوی، مرحوم اسماعیل داورفر در نقش آقای رئوفی مدیر آژانس، مرحوم حسین پناهی در نقش هوشنگ رئوفی راننده آژانس، پژمان بازغی در نقش جواد راننده آژانس، حمید لولایی در نقش کامیاب راننده آژانس، اصغر همت در نقش احمد گودرزی راننده آژانس، سحر جعفری جوزانی در نقش صدیقه همسر جواد، فتح الله جعفری جوزانی در نقش مهندس ولی دوست هوشنگ، زویا امامی در نقش خانم تهرانی همسر فردوس تهرانی و ماهپاره چگینی در نقش بی بی مادر فردوس تهرانی بازیگران اصلی سریال «آژانس دوستی» را تشکیل می دادند.
این در حالیست که در بخش های مختلف هم به تناسب داستانی که پیش روی مخاطبان قرار می گرفت بازیگران میهمان هم به این جمع اضافه می شدند که از آن جمله میتوان به علی نصیریان، میرصلاح حسینی، نیکو خردمند، جعفر بزرگی، آرزو افشار، مرجان محتشم، عباس حقیقی، رضا شفیعی جم، آهو خردمند، سیما تیرانداز، رضا بنفشه خواه، الهام پاوه نژاد، سپیده گلچین، ولی الله شیراندامی، ژاله صامتی، آتش تقی پور، پروین دخت یزدانیان، اصغر بیچاره، داریوش اسدزاده، کامران فیوضات، یوسف تیموری، حمیرا ریاضی، مهرانه مهین ترابی، سعدی افشار، مریم بوبانی، عباس محبوب، نیلوفر دوستی، محرم بسیم، توران قادری، علی اوسیوند، فلامک جنیدی، زهره فکورصبور، پروین میکده، احمدرضا اسعدی، امیر غفارمنش، کامبیز دیرباز، ایرج سنجری، هاشم روحانی، رضا محمدزاده، سید ابراهیم عمادی، شراره رخام، ایرج خدری، اکبر منصور فلاح، شهرام زرگر و … اشاره نمود.

قصه این سریال هم حول محور یک تاکسی سرویس به نام «آژانس دوستی» بود که اتفاقات اصلی داستان در آنجا رخ می داد. آقای رئوفی بزرگ صاحب جواز این آژانس بود و هر روز با راننده های مختلفی که به شکلی هرکدام قهرمان یک قسمت از سریال بودند، داستان را جلو می برد. تهرانی، کامیاب، هوشنگ و جواد هم شخصیت های اصلی و راننده های این آژانس بودند و داستان هایی که آنها در رویارویی با مسافران خود داشتند، درونمایه اصلی هر قسمت این مجموعه را تشکیل می داد.
اما طبیعتاً یکی از جلوه های جذاب و خاطره انگیزی که باعث بیشتر دیده شدن، سریال «آژانس دوستی» شد موسیقی تیتراژ و تیتراژ آن بود؛ آن هنگام که پیش از آغاز سریال، تصویری باز از فضای شهر پیش روی مخاطب نمایش داده می شد و بیننده از پس زنگ های پیاپی تلفن های آن دوران که همراه با موسیقی و تصویر نمایش داده می شد مرتب شنونده این صدا بود: «الو … آژانس دوستی، الو… آژانس دوستی، الو… آژانس دوستی» و این عبارت چند بار با همراهی تصاویری از تهران و خیابان های شلوغش همراه با یک ملودی که درونمایه ای ایرانی دارد به مخاطب ارائه می شد. تا در ادامه رزوشن آژانس پاسخ می داد: «آژانس دوستی بفرمایید»؛ دقیقا در همین جا به واسطه طراحی انجام گرفته، تصاویر تک تک بازیگران اصلی سریال روی صفحه با اسامی آنها نمایان می شد و ماجرای یک تیتراژ تلویزیونی را برای مخاطب متفاوت و شیرین تر جلوه می کرد.
آنجا که آقای رئوفی می گوید: «بنی آدم اعضای یکدیگرند» تا شیرین گویی هایی منحصر به فرد و استثنایی هوشنگ با بازی حسین پناهی، از جایی که پژمان بازغی جوان مشغول تست خوانندگی است و موارد دیگری که از قسمت های سریال استخراج شده و در نهایت به معرفی تصویری عوامل فنی و کارگردان می انجامد همه و همه دربرگیرنده یک طراحی خلاقانه و متفاوت به نسبت سریال های تلویزیونی آن دوران بود و حتی می تواند موسیقی تیتراژ سریال «آژانس دوستی» را تبدیل به یکی از متفاوت ترین ملودی های در رابطه با موسیقی تیتراژهای دهه هفتاد کند.

به نظر می آید یکی از مولفه های مهمی که توانسته در راه محتوای ارائه شده سریال به مذاق گوش شنیداری مخاطب خوش بیاید، موسیقی تیتراژ است. موسیقی که با قدم زدن درحال و هوای موسیقی ایرانی که کاملا منطبق با جریان اصلی داستان است، توانست در ایرانیزه شدن سریال کمک موثری داشته باشد. مولفه ای که در آن سال ها بیشتر مورد توجه آهنگسازان و هنرمندان فعال در زمینه آهنگسازی سریال و فیلم بود و تبدیل به جریانی شده بود که می توانست نقش غیرقابل انکاری در توسعه مفاهیم سریال ها و مجموعه های تلویزیونی ایفا کند. آن چنان که پیش از هنرمندانی چون افشین کنعانیان آهنگساز سریال و هم نسلانش در سریال ها و مجموعه های تلویزیونی دیگر به واسطه حضور آهنگسازان توانمندی چون فرهاد فخرالدینی، فریدون شهبازیان، مجید انتظامی، بابک بیات و برخی دیگر تجربه شده و پاسخ مثبتی هم از مخاطب دریافت کرده بود.
آنچه دست اندرکاران سریال تلویزیونی «آژانس دوستی» از موسیقی متن و تیتراژ به مخاطبان ارائه دادند، دستپختی مناسب و موثر در بضاعت اندک آن سالهای عرصه تولید سریال های تلویزیونی بود که عواملش نسبت به این دوران و در روزگار پلت فرم ها و دیگر بسترهای رسانه ای، اسیر پول و ثروت نبودند و می توانستند خالصانه تر، دغدغه مندانه تر و متمرکزتر آثارشان را در خدمت محتوای قصه قرار دهند. مسیری که باآنکه فقط به فصل اول و دوم سریال محدود شد اما ماجرا را بشکلی هدایت کرد که حالا میتوان از پس پخش چندین و چند باره سریال که نزدیک به بیست و چهار سال از ساخت آن می گذرد، موسیقی تیتراژ آنرا بعنوان یکی از ماندگارترین ها و خاطره انگیزترین تیتراژها معرفی و با آن خاطره بازی کرد.

منبع: