به گزارش آبنما کار به نقل از خبر آنلاین به نقل از مهر، محمدعلی نادری هنرمند نقاش جوان بوشهری، همچون هنرمندانی است که برای ایام سوگواری سیدالشهدا ضد السلام اثر خلق می کند. وی در شب عاشورای ۱۴۴۸ قمری، اثر جدید خودش را با عنوان «رأسُ الحُسین» منتشر نمود.
عنوان اثر: «رأسُ الحُسین»
نادری در آثار عاشورایی خود عمدتا بر محور «مظلومیت» و «ارتباط عاطفی با مخاطب» تمرکز دارد. آثار او به شکلی طراحی شده اند که حس مظلومیت خاندان (ع) و شهدا را به وضوح منتقل کنند. او تلاش می کند تا از راه هنر، پیوندی عاطفی میان مخاطب و واقعه عاشورا برقرار کند، بطوریکه حتی کسانیکه کمتر با مجالس روضه در ارتباط بوده اند، بتوانند با آثار او ارتباط برقرار کنند. یکی از شناخته شده ترین کارهای او تابلو نقاشی به نام «مسیح عاشورا» است.
عنوان اثر: «مسیح عاشورا»
طرح های وی در عین قابلیت در اجرا، دارای سادگی و صمیمیتی هستند که سبب می شود مخاطب سریع تر با اثر ارتباط برقرار کند. او در راه هنری خود تحت تاثیر اساتیدی چون محمود فرشچیان بخصوص از تابلوی «عصر عاشورا»، علی بحرینی و حسن روح الامین قرار داشته است. او اعتقاد دارد هنر دینی باید بتواند بدون احتیاج به کلمات، عقاید و احساسات را به بیننده منتقل کند.
شاید برجسته ترین شخصیت واقعه کربلا که در نوحه های جنوب و سوگواری استان بوشهر مورد توجه خاصی قرار گرفته است حضرت علی اکبر(ع) باشد؛ تا جایی که معروف ترین و شاخص ترین نوحه ها که هر ساله در ماه های محرم و صفر بر سطح شهر و در حسینیه ها طنین انداز می شود در وصف ایشان سروده شده است. نادری هم دو تابلوی نقاشی در وصف حضرت علی اکبر ضد السلام دارد که یکی به مبارزه ایشان در کربلا و دیگری شهادت شان می پردازد.
عنوان اثر: «شهزاده علی اکبر»
این هنرمند جوان، درباره ی تابلوی «شهزاده علی اکبر» نوشته است: «این تابلو نقاشی تقدیم به تمامی خالقان نوحه «به دشت کربلا لیلای محزون» همچون نوحه خوان مرحوم جهانبخش کردی زاده معروف به بخشی، سراینده ی این نوحه مرحوم استاد محمد شریفیان و تمام آنهائیکه از ابتدا تا حالا مراسم سنتی و هیئت های جنوب را زنده نگه داشته اند و حتی یک یاحسین گفته اند.
به دشت کربلا لیلای محزون، بگفتا با صد افغان
علی اکبر جوان تاج دارم، دمی کن ترک میدان
بیا ای ماه کنعان، مرو در چنگ عدوان، دل لیلا مسوزان»
عنوان اثر: «والا علی اکبر»
تابلوی دیگر درباره ی حضرت علی اکبر ضد السلام، «والا علی اکبر» است که وی در توضیح آن نوشته است: «طبق روایات در کربلا خیمه ای بزرگ به نام خیمه «دارالحرب» بوده که پیش از روز عاشورا محل نگهداری ابزارآلات و وسایل جنگ همچون سپر، نیزه و شمشیر و… بوده است و در روز عاشورا حضرت اباعبدالله بدن های مطهر تمامی شهدا را به آن منتقل می کرده اند و به خیمه نگهداری شهدا تبدیل گشته بود.
اثر «والا علی اکبر» برداشتی احساسی است از برهه زمانی پس از روضه «جوانان بنی هاشم بیایید، علی را بر در خیمه رسانید» که حضرت اباعبدالله الحسین ضد السلام در بحبوحه جنگ در روز عاشورا، چند دقیقه ای را در خلوت خویش بر سر پیکر مطهر حضرت شهزاده علی اکبر(علیه السلام) در خیمه دارالحرب سپری کرده اند.»
در کنار آثار عاشورایی، نادری تخصص ویژه ای در پرتره شهدای حامی حرم و شهدای دفاع مقدس دارد که اثر اخیرش درباره ی شهید تنگسیری در بحبوحه جنگ رمضان و یکروز بعد از شهادت این سرباز وطن، تماشایی شد. این نشان میدهد که وی در آثارش، پیوندی میان مفهوم شهادت در واقعه عاشورا و شهادت در دوران معاصر برقرار می کند.
باتوجه به رابطه استاد و شاگردی میان محمدعلی نادری و علی بحرینی، میتوان اظهار داشت که در آثار نادری ردپایی از آموزه های فنی و فرمال استادش دیده می شود اما او توانسته است مسیر خودرا به شکلی پیش ببرد که اثر شخصی اش در تابلوها برجسته شود.
عنوان اثر: «سقاء»
در سطح فرمی، هر دو هنرمند بر پایه رئالیسم (واقع گرایی) در پرداخت چهره ها و جزیات استوار هستند. دقت در آناتومی، بازی با نور و سایه برای ایجاد حجم، و سعی برای بازسازی دقیق صحنه ها، از خاصیت های مشترکی است که نادری از راه آموزش های علی بحرینی جذب کرده است. این «زبان مشترک فنی» سبب می شود که آثار هر دو در یک چارچوب بصری مشابه (رئالیسم مذهبی) قرار بگیرند.
باآنکه فرم کلی (نحوه ترسیم و پرداخت) آثار نادری به آثار بحرینی شباهت دارد اما نقطه تمرکز محمدعلی نادری بیشتر بر «انتقال عاطفی» است؛ در صورتیکه علی بحرینی امکان دارد بر جنبه های ساختاری و کلاسیک تر اثر تاکید کند، نادری تلاش می کند فرم را در خدمت «مظلومیت» قرار دهد. او می خواهد بیننده نه تنها یک اثر هنری، بلکه یک «درد» یا «غم» را لمس کند. به بیانی دیگر، او از فرم های آموخته از استادش استفاده می نماید تا به هدف عاطفی متفاوتی برسد.
عنوان اثر: «مظلوم ترین شهید بابا»
نادری تنها به آموزه های استادش اکتفا نکرده و تأثیرات بزرگی چون محمود فرشچیان در حوزه استایل زدگی و ترکیب بندی های شاعرانه و حسن روح الامین در حوزه روایتگری مذهبی را هم در آثارش ادغام کرده است. این مساله سبب شده که آثار او از نظر فرمی، تلفیقی از مهارتهای رئالیستی، حس شاعرانه و استایل زدگی و روایتگری مذهبی کلاسیک است.
یکی از تفاوت های کلیدی در رویکرد فرمی نادری اینست که او آگاهانه بدنبال «سادگی و صمیمیت» است تا آثارش برای مخاطب عام (حتی کسانیکه با فضای مذهبی آشنا نیستند) قابل درک باشد. این رویکرد سبب شده که فرم آثار او نسبت به کارهای بسیار پیچیده و کلاسیک، کمی دسترس پذیرتر و متمرکز بر نقطه عاطفی (مانند چهره یا یک حرکت خاص) باشد.
آثار محمدعلی نادری شباهت هایی هم با آثار حسن روح الامین دارد اما این شباهت بیشتر در «رویکرد روایی» و «هدف اثر» است تا در جزییات فرمی و استایل بصری. در حقیقت، نادری از روح الامین به عنوان یک الگوی «روایتگری مذهبی» بهره برده است. هر دو هنرمند بدنبال این هستند که یک «داستان» یا «صحنه» از واقعه عاشورا را تعریف کنند. آنها صرفا به نمادپردازی روی نمی آورند، بلکه می کوشند اتفاقات را به شکل بصری بازسازی کنند تا بیننده متوجه شود در آن لحظه چه اتفاقی درحال رخ دادن است.
عنوان اثر: «میان مقتل مظلوم یاری اش کردم»
همان گونه که روح الامین در آثارش بر جنبه های دردناک و حماسی شهادت تاکید می کند، نادری هم محور اصلی آثارش را «مظلومیت» قرار داده است. هر دو تلاش می کنند تا از راه هنر، حس غم و اندوه مخاطب را برانگیزند. در آثار هر دو هنرمند، نور به شکلی طراحی شده که توجه بیننده را به شخصیت اصلی (مثلاً امام حسین (ع) یا حضرت علی اصغر (ع)) جلب نماید و محیط اطراف در سایه یا کمرنگ تر باشد تا تمرکز بر روی «لحظه کلیدی» اثر باقی بماند.
در صورتیکه نادری از روح الامین الهام گرفته، اما استایل او با استاد بزرگ نقاشی مذهبی تفاوت های اساسی در بیان سادگی، مینیمال تر و متمرکزتر (برخلاف تابلوهای شلوغ و پر جزییات روح الامین) دارد.
آثار روح الامین بیشتر جنبه «حماسی و دراماتیک» دارند (مانند یک تابلوی بزرگ در یک کلیسای قدیمی یا یک نمایش تئاتر)، اما آثار نادری بیشتر جنبه «عاطفی و شاعرانه» دارد. نادری بدنبال آنست که اثرش شبیه به یک «روضه بصری» باشد که با مخاطب عام ارتباط برقرار کند.
شباهت نادری به روح الامین در اینست که هر دو «نقاشانِ روایت» هستند و می خواهند تاریخ را به تصویر بکشند اما نادری این روایت را از حالت «حماسی و شلوغ» به حالت «عاطفی و متمرکز» تغییر داده است با مخاطب امروز ارتباط بهتری برقرار کند.

