سرویس فرهنگ و هنر مشرق
– تغییر ساختار «معاونت سینمایی» وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به «سازمان سینمایی کشور» یکی از مهم ترین تحولات نهادی در مدیریت سینما بعد از انقلاب اسلامی به شمار می آید. این تغییر فقط یک جابه جایی اداری نبود، بلکه حاصل دهه ها تجربه، انباشت مسایل ساختاری، گسترش صنعت سینما و نیاز به حکمرانی متمرکزتر و تخصصی تر در عرصه تصویر بود.
پیشینه معاونت سینمایی
پس از انقلاب ۱۳۵۷، سینمای ایران وارد دوره ای جدید شد. در سالیان ابتدایی، سیاستگذاری سینما بیشتر جنبه کنترلی و بازتعریفی داشت. با تثبیت شرایط، «معاونت امور سینمایی و سمعی ـ بصری» در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شکل گرفت تا وظیفه سیاست گذاری، نظارت، حمایت و هدایت سینما را بر عهده بگیرد. این معاونت متولی صدور پروانه ساخت و نمایش، پشتیبانی از تولید، اداره جشنواره ها (به ویژه جشنواره فیلم فجر)، نظارت محتوایی و ارتباط با صنوف سینمایی بود.
در دهه های ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰، معاونت سینمایی نقش برجسته ی در تشکیل «سینمای بعد از انقلاب» ایفا کرد. پشتیبانی از فیلم سازان مؤلف، تشکیل سینمای دفاع مقدس، رشد سینمای اجتماعی و حضور بین المللی سینمای ایران، همگی در این دوره اتفاق افتادند. با این وجود، هرچه سینما گسترده تر و پیچیده تر شد، محدودیت های ساختار معاونتی بیشتر آشکار گردید.
دلایل ناکارآمدی ساختار معاونتی
تا اواخر دهه ۱۳۸۰، معاونت سینمایی با مشکلات مختلفی مواجه بود:
نخست، تمرکز بیش از اندازه وظایف؛ معاونت سینمایی باید هم سیاست گذار، هم ناظر، هم حامی مالی و هم مجری می بود. این تداخل نقش ها سبب تعارض منافع و کندی تصمیم گیری می شد.
دوم، گسترش کمی و کیفی سینما؛ افزایش تعداد فیلمها، صنوف، موسسات وابسته (مانند فارابی، مرکز گسترش، انجمن سینمای جوانان) و همین طور رشد فناوری های دیجیتال، مدیریت سینما را پیچیده تر از یک معاونت ساده کرده بود.
سوم، نیاز به استقلال اداری و بودجه ای؛ معاونت سینمایی در چهارچوب بروکراسی وزارتخانه، انعطاف ضروری جهت تصمیم گیری های تخصصی و سریع را نداشت. چهارم، افزایش مطالبات صنفی؛ خانه سینما و صنوف مختلف خواهان شفافیت، پاسخ گویی و ساختار حرفه ای تر در مدیریت سینما بودند.
شکل گیری سازمان سینمایی
در چنین شرایطی، ایده پیشرفت معاونت سینمایی به یک سازمان مستقل ذیل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی عنوان شد. این ایده در اواخر دهه ۱۳۸۰ و با روی کار آمدن دولت دهم جدی تر شد. عاقبت در سال ۱۳۹۰، «سازمان امور سینمایی و سمعی ـ بصری کشور» (معروف به سازمان سینمایی) بطور رسمی تأسیس شد و معاونت سینمایی در عمل جای خودرا به این سازمان داد.
هدف از این تغییر، ایجاد ساختاری متمرکز، تخصصی و پاسخ گو بود که بتواند سیاستگذاری کلان، حمایت هدفمند، نظارت حرفه ای و گسترش زیرساخت های سینما را به گونه ای منسجم انجام دهد. سازمان سینمایی با ریاست مستقل، شوراهای تخصصی و چارت سازمانی گسترده تر، اختیار بیشتری نسبت به معاونت سینمایی یافت.
پیامدها و ارزیابی تاریخی
موافقان این طرح معتقد بودند این تغییر سبب حرفه ای تر شدن مدیریت سینما، شفافیت بیشتر و قدرت چانه زنی بالاتر در سطح ملی می شود.
در مجموع، این تحول را می توان پاسخی ساختاری به رشد و پیچیدگی سینمای ایران دانست. سازمان سینمایی محصول تاریخی دوره ای است که سینما دیگر فقط یک فعالیت فرهنگی نبود، بلکه به صنعتی فرهنگی، رسانه ای تاثیر گذار و ابزاری مهم در دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران تبدیل گشته بود.
حسین انتظامی مدیر پوششی سازمان سینمای خواهد شد؟
تغییر ساختار معاونت سینمایی به سازمان سینمایی در ایران، با هدف ایجاد استقلال بیشتر و مدیریت تخصصی تر صورت پذیرفت. با این وجود، شنیده ها از آن حکایت می کند که در لایحه بودجه پیشنهادی، بودجه سازمان سینمایی در ذیل معاونت توسعه مدیریت و منابع تعریف شده است. این امر، به صورتی می تواند استقلال اداری و بودجه ای سازمان سینمایی را تحت الشعاع قرار دهد و در عمل این سازمان را به حالت پیشین، یعنی معاونت سینمایی، بازگرداند. در این شرایط، نقش حسین انتظامی، که به حوزه سینما علاقمند است، برجسته تر می شود و امکان دارد استقلال سازمان تحت تاثیر قرار بگیرد.
این موضوع، نگرانی هایی را به وجود می آورد که آیا سازمان سینمایی واقعا بعنوان یک نهاد مستقل عمل خواهدنمود یا باردیگر به ساختار پیشین بازخواهد گشت؟ بنابراین، این تغییرات می تواند تاثیر قابل توجهی بر روند سیاست گذاری، حمایت و نظارت بر سینما در ایران داشته باشد و ضرورت توجه به استقلال و حرفه ای گرایی در این عرصه را پررنگ تر سازد.
این تصمیم، نیازمند گردشکارهای بالادستی است و هنوز مشخص نیست که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در این نهاد، نقش سازنده ای ایفا خواهدنمود یا خیر. این انفعال وزیر، بطور کلی می تواند استقلال این وزارتخانه را تحت الشعاع قرار دهد.
خلاصه اینکه با این حال، هرچه سینما گسترده تر و پیچیده تر شد، محدودیت های ساختار معاونتی بیشتر آشکار گردید.
تا اواخر دهه ۱۳۸۰، معاونت سینمایی با مشکلات مختلفی مواجه بود:
نخست، تمرکز بیش از حد وظایف؛ معاونت سینمایی باید هم سیاست گذار، هم ناظر، هم حامی مالی و هم مجری می بود. این تداخل نقش ها سبب تعارض منافع و کندی تصمیم گیری می شد.
دوم، گسترش کمی و کیفی سینما؛ افزایش تعداد فیلمها، صنوف، مؤسسات وابسته (مانند فارابی، مرکز گسترش، انجمن سینمای جوانان) و همچنین رشد فناوری های دیجیتال، مدیریت سینما را پیچیده تر از یک معاونت ساده کرده بود.
سوم، نیاز به استقلال اداری و بودجه ای؛ معاونت سینمایی در چهارچوب بروکراسی وزارت خانه، انعطاف ضروری جهت تصمیم گیری های تخصصی و سریع را نداشت. این ایده در اواخر دهه ۱۳۸۰ و با روی کار آمدن دولت دهم جدی تر شد.
منبع: آبنما کار

